پروردگارا!
پروردگارا!................
خود را تقدیم تو می دارم .
با من کن وبا من ساز آنچه خود اراده می کنی.
از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم.
تهی کن افکارم را وصبوری ده وجودم را
تا تلاطم امواج درونم را آرام سازد.
شاید که با روشنایی وگرمای خورشید عشق،
ایمان خالص از اعماق جانم
به سرافرازترین کوه های وجودی یک انسان برسد...............
مشکلاتم را بگیر تا پیروزی برآنها شاهدی باشد
برای کسانیکه با قدرت تو، عشق تو و راه تو یاریشان خواهم داد
باشد که همیشه به اراده تو گردن نهم.........................!
چرا سوال الکی میپرسید؟!؟!؟!
رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
با دوستم رفتيم تو يه مغازه ي شلوغ که عسل طبيعي ميفروشه؛ نوبت ما که ميشه طرف ميگه:شمام عسل ميخواين!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوريم اومديم استخدام شيم
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخوای بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم اف ف سالمه یا نه
ادامشو توی ادامه مطلب بخونید....
بیماران روانی در تیمارستان
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که
در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.
هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید.
وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.
هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم.
خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در
استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش
نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو
نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.
و اما خبر بد
این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از
استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه
وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.
هوشنگ که به دقت به صحبتهاى دکترگوش مى کرد گفت: او خودش را دار
نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...
.....................
حالا من کى مى تونم برم خونهمون ؟
تصاویر زیباییهای کهکشانها از دید اخترشناس آماتور/ عکاسی با تلسکوپ دست ساز
"گئورگی سوتورین" اخترشناس آماتور توانست با استفاده از دوربین عکاسی و تلسکوپ دست سازش تصاویری شگفت انگیز از آسمان شب به ثبت برساند.این تصاویر که با استفاده از ابزار دست ساز گرفته شده اند از کهکشانهایی به ثبت رسیده اند که هزاران سال نوری از زمین فاصله دارند. "گئورگی سوتورین" این تصاویر را با استفاده از دوربین عکاسی و تلسکوپ دست ساز خودش به ثبت رسانده است.
این عکسهای شگفت انگیز شامل زوایایی از سحابی اوریون و سحابی روزتا هستند، سحابی عظیمی که سفر از یک سوی آن به سویی دیگر با سرعتی برابر سرعت نور به 130 سال زمان نیاز دارد. این اخترشناس آماتور اکراینی تلسکوپش را با مشقت فراوان و پس از سرهم بندی قطعات مختلف که بر روی وضوح تصاویر تاثیر گذار بودند، ساخته و برای ثبت تصاویر مورد استفاده قرار داد.
سوتورین اولین تلسکوپ خود را با قرار دادن عدسی هایی درون لوله ای مقوایی ساخت و با استفاده از آنها توانست تصاویری از سیاره زهره به ثبت برساند.
سپس وی به تدریج و با جمع آوری و خریداری قطعات مختلف توانست تلسکوپ مورد نظرش را بسازد. برای ثبت تصاویر سوتورین چند صد کیلومتر از شهر فاصله گرفت تا آلودگی نوری در ثبت عکسها تاثیر منفی به جا نگذارند:

تصویری از خوشه ای باز که در سال 1787 توسط کارولین هرشل کشف شده است
لذت زندگی

یك تاجر آمریكایى نزدیك یك مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود! از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟ مكزیكى: مدت خیلى كمى ! آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟ مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانوادهام كافیه ! آمریكایى: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟ مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچههام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى ! آمریكایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى ! مكزیكى: خب! بعدش چى؟ آمریكایى: بجاى اینكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى ... مكزیكى: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟ آمریكایى: پانزده تا بیست سال ! مكزیكى: اما بعدش چى آقا؟ آمریكایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره ! مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟ آمریكایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى ! با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
(((شاید برا بعضی دوستان تکراری باشه ......معذرت)))
انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج
گفتم یه مطلب طنز بذارم خالی از لطف نیست ![]()
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
مانع پیشرفت ما آدما کیست؟؟؟
« ديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنيم .»
در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است .
اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مىشد هيجان هم بالا مىرفت. همه پيش خود فکر مىکردند: «اين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد !»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد .
آينهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصوير خود را مىديد. نوشتهاى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود :
« تنها يک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جزء خود شما. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد زندگىتان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد بر روى شادىها، تصورات و موفقيتهايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مىتوانيد به خودتان کمک کنيد
زهر و عسل!!
مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش
گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!شاگرد که می دانست استادش
دروغ
می گوید حرفی نزد و ...
استادش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به
دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و
بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید.خیاط
ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:چرا خوابیده ای؟
شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من سرگرم کار بودم،دزدی آمد و یکی از
پیراهن ها را دزدید و رفت.وقتی من متوجه شدم،از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و
دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم!
سوالات بی جواب!؟
- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
- چرا اگر به کسی بگید که در فضا ۴ میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟ - آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
- تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
لیزری که قادر است دنیا را نابود کند

ابزار احتراق ملی (NIF) قوی ترین لیزر قابل استفاده در جهان است. هدف از ساخت این اسباب بازی ۳.۵ میلیارد دلاری دستیابی به همجوشی (گداخت) هسته ای در محیط آزمایشگاهی بوده. به شکل تئوری INF باعث تولد یک ستاره کوچک بر روی زمین می شود. این سیستم بیش از ۲۵ برابر هر سیستم لیزر دیگر انرژی مصرف می کند.
۱۹۲ پرتوافکن NIF در یک سوپر سازه ۱۰ طبقه جاسازی شده و از دستگاه های
نوسان ساز اصلی که منشا لیزر هستند تا تالار هدف، مساحتی به اندازه ۳ زمین
فوتبال را اشغال کرده اند. این پرتوها از میان تقویت کننده ها عبور می
کنند و مرحله به مرحله سطح انرژی آنها در زمان تقریبی ۲۵ میلیاردم ثانیه،
از حدود یک میلیاردم ژول به بیش از ۴ میلیون ژول (یعنی حدود یک میلیارد
درصد!) افزایش می یابد.
در میان تالار مرکزی هم یک گوی (تقریبا اندازه
یک بلبرینگ) حاوی هیدروژن درانتظار سرنوشت خود نشسته است. وقتی که ۱۹۲
پرتو تقویت شده به صورت همزمان این هدف را مورد حمله قرار می دهند (ایده
ای شبیه متراکم سازی اورانیوم در بمب هسته ای)، هسته های هیدروژن به هم می
پیوندند و این کار انرژی قابل توجهی آزاد می کند که بسیار بیشتر از میزان
انرژی مورد نیاز برای راه اندازی واکنش است.
به گمانم باید دعا کنیم
که انرژی تولیدی آنقدر زیاد نباشد که نتوانند آن را کنترل کنند، اگر نه
ممکن است اتفاقی بدتر از سیاه چاله فرضی پروژه سرن در انتظار زمین و
ساکنان آن باشد!
چند واقعیت از زندگی انیشتین
همه ما این واقعیتو میدونم که فرمول E=mc2را انیشتن گفته ولی
خیلی چیزای دیگه توی زندگی این دانشمند هست که شاید ما
تا به حال نمی دونستیم.من چندتا موضوع شگفت انگیز از زندگی
انیشتین رو جمع آوری کردم و اینجا گذاشتم.امیدوارم بخونید و
اطلاعاتتون درمورد این دانشمند بیشتر بشه.
وعده ی پادشاه
پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد
هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مىداد.
از او پرسید: آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت:من الان داخل قصر مىروم و مىگویم
یکى از لباسهاى گرم مرا برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد.
اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعدهاش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند
در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مىکردم
اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد . . .
ایت ایت الله وحید خراسانی فرمودند:
اعمال زیررا در شب نیمه شعبان انجام دهید و دیگران رو هم اگاه کنید که در صورت عدم اهتمام در اگاه کردن دیگران روز قیامت برای شما یوم الحسرت خواهد بود:
۱قرائت سوره یس و هدیه ان به امام عصر (عج)
۲قرائت زیارت ال یس
۳دعای فرج راس ساعت ۱۱شب
سلام
امشب شب بزرگ وعزیزی هست از اون شبهایی هست که باید احیا بدارند ....نماز امام زمان هم ثواب داره بخونن......فقط التماس دعا ..
تصاویر بهترین کیبورد جهان را ببینید
برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید....
مهندس بهتر است یا مدیر؟!
ببخشید آقا؛ من قرار مهمی دارم، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین:
بله، شما در ارتفاع حدوداً ۷ متری در طول جغرافیایی "۱٨ '۲۴ ﹾ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱ '۲۱ ﹾ۳۷ هستید.
مرد بالن سوار:
شما باید مهندس باشید.
مرد روی زمین:
بله، از کجا فهمیدید؟
مرد بالن سوار:
چون اطلاعاتی که شما به من دادید گرچه کاملا دقیق بود ولی به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟
مرد روی زمین:
شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار:
بله، از کجا فهمیدید؟
مرد روی زمین:
چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آنرا دیگران بپذیرند. پس اطلاعات دقيق هم به دردتان نمي خورد!
ده توصیه دوستانه یک آدم افسرده
میکنه اگه خنگ باشی تو وقت معلمو.
۲) دنبال پول دویدن بی فایده است چون اگه بهش نرسی از بقیه بدت میاد اگه
بهش برسی بقیه از تو.
۳) عاشق شدن بیفایده است چون یا تو دل اونو میشکنی یا اون دل تورو یا
دنیا دل هردوتونو.
۴) ازدواج کردن بی فایده است چون قبل از 30 سالگی زوده بعد از 30 سالگی
دیر.
۵) بچه دار شدن بی فایده است چون یا خوب از آب در میاد که از دست بقیه به
عذابه یا بد از آب در میاد که بقیه از دستش به عذابن.
۶) پیک نیک رفتن بی فایده است چون یا بد میگذره که از همون اول حرص
میخوری یا خوش میگذره که موقع برگشتن غصه میخوری.
۷) رفاقت با دیگران بی فایده است چون یا از تو بهترن که نمیخوان دنبالشون
باشی یا ازشون بهتری که نمیخوای دنبالت باشن.
۸) دنبال شهرت رفتن بیفایده است چون تا مشهور نشدی باید زیر پای بقیه رو
خالی کنی ولی وقتی شدی بقیه زیر پای تو رو خالی میکنن.
۹) انقلاب کردن بی فایده است چون یا شکست میخوری و دشمن اعدامت میکنه یا
پیروز میشی و دوست اعدامت میکنه.
۱۰) وبلاگ نویسی بی فایده است چون یا خوب مینویسی که مطلبتو میدزدن و حرص
میخوری یا بد مینویسی که مطلبتو نمیخونن و حرص میخوری.(البته در هر دوحال
فحشو میخوری :)
توهم را تجربه كنيد!
سلام دوستان عزیز
براي تجربه یک توهم در مدت زمانی کوتاه به لينك زير(توهم را تجربه کنید) برید و
روي click here to get trippy (سمت چپ صفحه ،آخرین گزینه) كليك كنيد. سپس به
مدت 30 ثانيه به مركز صفحه خيره بشید.بعد از آن بلافاصله به پشت دستتون خيره بشید(به هيچ وجه دست خود را تکان ندید)و توهم رو برای مدت کوتاهی تجربه كنيد.
این همون توهمیه که یک انسان بعد از مصرف مواد مخدر تجربه می کنه. خودتون
قضاوت کنید، نابود شدن یک انسان برای رسیدن به چنین توهمی در مدت
زمان طولانی میارزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صندلی داغ 13
سلام
من نيلوفر علايي متولد 1370/12/21
فرزند دوم يك خانواده ي چهار نفره .دوست دارم بتونم به بيشتر سوال هاتون جواب بدم
نخستین لپ تاپ سه بعدی جهان بدون نیاز به عینک
شرکت توشیبا یکی از پیشگامان در ساخت نمایشگرهای سه بعدی است که نیاز به عینک مخصوص ندارند و قبلا نمایشگر ساخت این شرکت را روی نیتندو 3DS دیده بودیم. حالا این نخستین لپ تاپ در جهان است که به چنین نمایشگری مجهز شده است.
جالب اینجا است که این نمایشگر ۱۵.۶ اینچی با کیفیت تمام اچ دی می تواند تصاویر دو بعدی و سه بعدی را همزمان نشان بدهد. به این معنی که می توانید در یک پنجره تصویری دو بعدی ببینید و در یک پنجره دیگر ویدیویی سه بعدی تماشا کنید.
یک دوربین اچ دی هم در این لپ تاپ تعبیه شده که حرکات شما زیر نظر میگیرد و تصاویر سه بعدی را مناسب با زاویه دیدتان تنظیم می کند.
این لپ تاپ از ماه اگوست با قیمتی حدود ۲۱۰۰ دلار واراد بازار خواهد شد.
بزرگترین عکس 360 درجه از آسمان شب
Sky
این تصویر پاناروما که از آسمان شب گرفته شده حاصل ترکیب 37 هزار عکس مختلف است که توسط یک عکاس آماتور 28 ساله تهیه شده است. Nick Risinger برای عکاسی این اثر ارزشمند بیش از 96 هزار کیلومتر از امریکای غربی تا افریقای جنوبی را طی کرده است تا بزرگترین عکس واقعی رنگی از آسمان شب را خلق کند. نتیجه نهایی یک عکس 360 درجه بسیار بزرگ و با کیفیت است که می توان برروی آن چندین بار بزرگنمایی کرد و یا در طول و عرض آن حرکت کرد.
این پروژه در ماه مارچ 2010 شروع شد زمانی که Risinger و برادرش شش دوربین حرفه ایی نجوم خریداری کردند. Risinger عکاسی این اثر را از صحرای نوادا آغاز نمود. Risinger هر شب به کمک پدرش برای عکاسی از آسمان شب آماده می شد. دوربین های آماده شده بصورت خودکار هر شب بین 20 تا 70 عکس می گرفتند. Risinger پس از عکاسی 37 هزار عکس مختلف از آسمان شب به کمک نرم افزارهای مخصوص، تصاویر گرفته شده را ترکیب و نویزهای آنها را کاهش داد.
در تصویر پایین نحوه قرار گرفتن شش دوربین استفاده شده در خلق این اثر قابل مشاهده است.

تو میتوانی...................
حتی اگر بسیار نحیف و ناتوانی، باز هم می توانی درهای بهشت را باز کنی. حتی اگر بی نهایت کوچک و ناچیزی، باز هم می توانی به ملکوت آسمان برسی. حتی اگر فقط یک روز فرصت داشته باشی، باز هم می توانی کاری بزرگ کنی، آنقدر بزرگ که هرگز کسی فراموشش نکند. اینها را پشه ای می گفت که روی برگی سبز بر بلندترین شاخه درختی در بهشت نشسته بود.
پشه می گفت: آدم ها فکر می کنند تنها آنها می توانند به بهشت بیایند. اما اشتباه می کنند و نمی دانند که مورچه ها هم می توانند به بهشت بیایند. نهنگ های غول پیکر و کلاغ های سیاه ، گوسفندها و گرگ ها هم همینطور
یک درس
پیری برای جمعی سخن می راند.لطیفه ای برای حضارتعریف کردکه همه دیوانه وارخندیدند.
بعداز لحظه ای اودوباره همان لطیفه را گفت وتعداد کمتری ازحضارخندیدند.
اومجددلطیفه راتکرار کردتااینکه دیگرکسی درجمعیت به آن لطیفه نخندید.
اولبخندی زدوگفت:"وقتی که نمی توانیدبارهاوبارها به لطیفه ای یکسان بخندید ،پس
چرابارهاوبارها به گریه وافسوس خود درمورد مساله ای مشابه ادامه
می دهید؟گذشته رافراموش کنیدوبه جلو نگاه کنید."
ما همه ایرانی هستیم
شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.
کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...
با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.
رخشان بنی اعتماد
یه روز یه ترکه...

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان.. ؛
خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛
یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت آزاد زندگی کنیم.
یک روز یه رشتیه...

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛
برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛
اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.
یک روز یه لره ....

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛
ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد
یک روز یه قزوینیه...

به نام علامه دهخدا ؛
از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد.
یک روز ما با هم بودیم ترک و لر و رشتی و اصفهانی و قزوینی و.....

تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم !!!!
این از فرهنگ ایرونی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند.
پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه!

وقتی کسی را دوست دارید
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن
به او باعث شادی و آرامشتان می شود
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که
هستید، احساس امنیت می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش،
ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در
کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل
دوری اش برایتان سخت و دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین
منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.
وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون
او زیستن برایتان دشوار است.
وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات
عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای
خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.
وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را
که متعلق به اوست، دوست دارید.
وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست
می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.
وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن
مجددش لحظه شماری می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از
خواسته های خود برای شادی او بگذرید.
وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او
بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.
وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر
جایی بروید فقط او در کنارتان باشد.
وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه
برایش احترام خاصی قائل هستید.
وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان
آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.
وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و
بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.
وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه
می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.
وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و
محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.
وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.
وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.
وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان
هم احساس بهاری بودن دارید.
به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟
سخت است

سخت است درد خود را از ديگران شنيدن
از عاشقي نگفتن از عشق دل بريدن
سخت است از پرستو پرواز را گرفتن
يک تکه از جهان را بر دوش خود کشيدن
سخت است از رهايي با دست بسته گفتن
دنياي کودکي را از کودکان خريدن
سخت است از ستاره با نور ماه گفتن
از پود دل گسستن در تار دل تنيدن
سخت است با شقايق از کوچ لاله گفتن
با لاله ها نشستن با قاصدک پريدن
درخشانترین جرم جهان رصد شد
دانشمندان موفق به کشف یکی از درخشانترین اجرام کیهانی در اولین سالهای تولد جهان هستی شده اند، توده ای بسیار درخشان که تصور و ایده چگونگی شکل گیری سیاهچاله های غول پیکر را به چالش کشیده است. این معمای خیره کننده در واقع یک اخترنما است، مرحله ای کهکشانی که طی آن بخش زیادی از مواد تشکیل دهنده کهکشانها به درون سیاهچاله های غول پیکر کشیده می شوند و نور شدیدی از آن به وجود می آید.
این پدیده ULAS J1120+0641 نامگذاری شده و دور افتاده ترین نقطه ای از جهان به شمار می رود که تا کنون مشاهده شده است. در واقع این پدیده درخشانترین جرمی است که از جهان اولیه مشاهده شده و شدت درخشش آن 60 تریلیون برابر بیشتر از شدت درخشش خورشید است.
چند معمای جالب
مسئله ۱ - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول ۶ نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم ۳ نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد ؟
مسئله ۲ - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، ۳ تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
مسئله ۳ - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد ؟
مسئله ۴ - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر ۳۰ درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
مسئله ۵ - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
مسئله ۶ - من دو سکه به شما می دهم که مجموعش ۳۰ تومان می شود. اما یکی از آنها نباید ۲۵ تومانی باشد . چطور ؟
جواب ها در ادامه مطلب



سلام.