شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 9:19 توسط:علیرضا گلستانپور
با سلام -------سلام علیکم
وقتی نظرات خوانندگان رو میخوندم متوجه شدم که بازم قصد خیانت داشتید؟؟؟؟
--------خوب می دونم حمید جلوی چشماتون رو گرفته تا از حقیقت دور باشید.موفق هم بوده
سینما هم نمیتونم برم؟؟؟؟؟؟-----------
چرا می تونید. ولی نه برای فیلم اخراجیها !!!!
خوب حالا بریم سر سوالات!!:-----------------بریم
1.حالتون چطوره ؟------------
خوبم البته فعلا
2.شغل پدر؟-------
بازنشته شرکت آجر خوشرنگ
3.شغل مادر؟---------------خانه دار
4.چندتا خواهر یا برادر دارید؟---------------یکی برادر ویکی خواهر
5.نظرتون در مورد م د چ چیه ؟-----------
فردی باهوش و لایق
6.با پست جدید حال میکنید ؟-----------آره خیلی زیاد
7.سال نو مبارک------------سال نو شما هم مبارک
8.نظرت در مورد نام سال 1390(سال جهاد اقتصادی)چیه؟----نامش خیلی قشنگه
ولی چیزی که مشخصه برای جبران عقب موندگی ها نیاز به جهش داریم که که این جهش همون جهاده البته امیدورام این نام فقط سردر ادارات و ارگان های دولتی نشه
9.عید دیدنی کجاها رفتی؟-------
خونه ی فک و فامیلا دیگه
10.اخراجی ها 3 دیدی؟---------
آره 2بار البته فعلا
11.چند عیدی گرفتی؟------------آدم که پیر می شه دیگه بهش عیدی نمیدن
12.عیدی هم دادی؟به کی؟چند؟-------------ای بابا دانشجو و عیدی
13.نظرت در مورد سایت صنایع چیه؟---------یکی از موفق ترین وب سایت های دانشجویه در آینده موفق تر خواهد بود البته نویسندگان و مدیران اون سبب موفقیت این وب شدن و در این مورد هم مسئولند
14.نظرت در مورد علیرضا گلستانپورچیه(قبل از دیدنش و بعد از دیدنش)؟---------فردی با ادب منظم و با اخلاق خوِِش رو بعد دیدنشون هم خائن فقط همین
15.اگر بهت بگن بیا مدیر سایت شو قبول میکنی؟--------
خیلی می خوام ولی طبق قوانین نمی تونم چون من صنایعی نیستم
.

.
.
اینا رو جواب بده تا بعد----------
منتظرم مواظب باش که دوباره هم همدیگر رو می بینیم.
فعلا

شنبه 6 فروردین1390 ساعت:11:50                   توسط:@

برو خونتون این وبلاگ برای بابابزرگا نیست کوچولو

من الان خونمونم
غرور و تکبر در مرحله پیش از آموختن، مانع فهمیدن می شود. فرد مغرور و متکبر، خود را برتر از دیگران می پندارد. ازاین رو، پرسیدن که اعتراف ضمنی به ندانستن است، برای او دشوار می آید. پرسش، کلید گنجینه دانش است. مغرور، درِ دانایی را به روی خود می بندد و از دانستن محروم می شود، در حالی که تواضع و فروتنی در یادگیری و پرسیدن و فهمیدن، نقش مهمی در پیشرفت علمی دارد. انسان متکبر، همچون زمینی بلند است که در آبیاری، هرگز آب به آن نمی رسد. در نتیجه، از این مایه حیات محروم می ماند.

ازاین رو گفته اند:

افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 12:14 توسط:$#$

سلام...عیدت مبارک...درباره خونوادت بگو....سلام ...عید شما هم مبارک ...........چشم

چندتا خواهروبرادرین؟..........یکی خواهر یکی برادر
شغل پدر و مادر؟............پدرم بازنشسته شرکت آجر خوشرنگ تکنسین برق ۴۵ ساله
ماشینتون؟........سمند ال ایکس
تحصیلات اعضای خوانواده؟.......پدرم دیپلم فنی برق ....مادرم ابتدای........خواهرم دیپلم و برادرم ۵سالشه و خانه داره
....


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 12:17 توسط:@$@

سلام ........................سلام
تا حالا عاشق شدی...................بله
چند بار ...................یه بار مگه آدم چند بار عاشق میشه!
اوهم میدونه ...................آره خوب
نظرت در مورد خودت چیه .................از چه نظر ؟
نظرت در مورد سمتی که داری چیه .............فعلا که خوب داره پیش میره اگه این حمید سنگ اندازی نکنه
نظرت در مورد مدیریت وب چیه .............به مدیریت فکر نمی کنم
می خواستی تو مدیر باشی ................کی هست که نخواد؟من نمی تونم مدیر باشم چون دانشجوی صنایع نیستم و مدیر باید از جنس وب سایت باشه .من بشم مدیر میشه فوتبال ایران
ماشین داری .................از خودم نه
تا بعد.............مرسی سوالات قشنگ بود نمی دونم چرا دارم داغ می شم


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 12:39 توسط:@

ببین سعی کن به دیواری که تکیه می کنی توجه کنی
[خط فاصله]
من تا الان به هیچ دیواری تکیه نکردم و نمی کنم .چون باید اول تکیه بدی بعد فکر کنی
که اون موقعه دیگه فایده نداره.


 

شنبه 6 فروردین1390 ساعت: ۱۳.۰۰ توسط:@

ببخشیدبی ادبی کردم
چون ادب حکم میکنه روی حرف بزرگتر حرف نزنم


من بی ادبی از شما ندیدم بزرگی انسان به سن و سال اون نیست به فهم اونه شندیدی می گن این بچه بزرگتر از سن و سالش حرف میزنه.من کوچیک شمام


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 13:44 توسط:@$@$

خوب از عشقت بگو...چه جوری آشنا شدین؟کجا؟کی؟.........از فامیلامونه..از بچکی
باهم دوستین ؟..............باهم دوستیم
چند وقته عاشقشی؟...........18 ساله
اونم دانشجوس؟اگه آره چه رشته و دانشگاهی؟........دانشجوی حسابداری دانشگاه نیشابور


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 14:50 توسط:محمدصادق(secret)

سلام
خوبی؟؟؟؟؟
من فعلا یه سوال بیشتر نمیپرسم میخوام راستشو بگی.
با اینکه هنوز منو ندیدی نظرت راجع به (محمد صادق) چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[خط فاصله]
سلام
خوبم
یه فرد تودار-آروم-دوست داری بیشتر تنها باشی-معمولا بیکار بشی موسیقی گوش میدی-والبته سر شار از احساسات-و البته بی نظم


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 18:19 توسط:گلی

سلام-----------سلام
سوالای من محدوده---------------خدا رو شکر
1-اگه عشقت بهت خیانت کنه چیکار میکنی؟(کنجکاوشدم)----می بخشمش و براش آرزوی خوشبختی می کنم.
2-نظرت در مورد مطالب من چیه؟----جز یکی از بهترین نوسنده های وب هستید
3-نظرت در مورد کم نیاوردن من (لارج بودن من)چیه؟خوبه یا بده؟ترکش کنم؟----بخدا تا حالا با شما برخورد نداشتم نمی دونم. اگه تاثیر روحی منفی برای خودتون نداره فکر کنم خوب باشه
4-نظرت در مورد سایت چیه؟---وب سایت برای نویسنده ها سرشار از انرژیه
5-از دانشگاه ما چی میدونی؟----دوربین مدار بسته-سلف سرویس-


شنبه 6 فروردین1390 ساعت: 16:7 توسط:سید حمید

سلام---------سلام
اول از همه تولدت رو بهت تبریک میگم----------------ممنون
و امیدوارم اخرین باری باشه که تولدت رو بهت تبریک میگم!!!!
(دیدم خیلی تکراری میشه اگه بگم ایشالا 100 زنده باشی)------دوستان خودتون قضاوت کنید بعد نگید چرا با حمید ......

من یکم دیر رسیدم همه ی سوالات خوب رو بچه ها پرسیدن.-----کاش اصلا نمی رسیدی
اما هنوز سوالات زیادی هست.--------------دیر رسیدی و این همه نوشتی
1_ چجوری با وبلاگ نویسی آشنا شدی؟--------از بسیج
2_ اولین وبلاگی که داشتی چی بوده؟(ادرسشو بده)-----alghadiryazd.blogfa.com البته الان دیگه اونجا فعالیتی ندارم.
3_ نزدیک ترین و صمیمی ترین دوستت کیه؟------دوست صمیمی زیاد دارم خوشبختانه یا بد بختانه 
4_ هدفت از نویسنده شدن تو این سایت چی بود؟----اکتیو شدن وب و ترغیب دانشجویان به نویسندگی
5_ چرا همش در فکر توطئه بودی؟---تکرارش شدن فضای وب
6_ نظرت رو راجع به ان افراد بگو:-------باش
خانم یاوری-------------متعهد-شلوغ-وغیر قابل پیش بینی
رامین-----------دوست داشتنی-با معرفت-
گلی--------------شلوغ-احساسی-متفاوت
یک نقشه بردار---------یک نقشه بردار
معین--------------آروم-تو دار-صبر ایوب-هیچ جوری نمیشه عصبانیش کرد
سید حمید--------یه دوست صمیمی و نزدیک-پر حرف-بی صبر-عاشق
( چون با بقیه هیچ آشنایی نداری دیگه اسم نمیبرم)----------گلستانپور رو یادت رفت
حمزه-----------دوست صمیمی ونزدیک حکم مشاور رو داره 
محمد-----------دوست صمیمی و نزدیک حکم فرمانده رو داره
کلماتیان-------دوست صمیمی و نزدیک حکم امید رو داره
امید-------------یه دوست می بینمش یاد سیخ کباب می افتم
فرزاد------------دوست صمیمی و نزدیک حکم دل ما رو داره
عباس----------یه دوست یه فرد صالح
حسن آقا-------بهترین عموی بنده
7_ نظرت راجع به دوران دانشجویی چیه؟-----------یکی از خاطره انگیز ترین دوران تحصیل البته به پای دبیرستان نمی رسه
8_ جو سایت رو چطور ارزیابی می کنی؟--------------خوب و سر شار از انرژی از امارش پیداس
9_ اولین روزی که بهت آدرس این وبلاگ رو دادم یادته؟--------نه یادم نیست
10_ هیچ فکرشو میکردی یه روزی به اینجا برسه؟-----------نه هرگز
( خدمت همه دوستان عرض کنم که خیلی چیزا در مورد علیرضا هست که شما ازش بی اطلاع هستید
انشاالله یه روز همه چیز رو در رابطه با این موجود ناشناخته بهتون میگم)----من اگه تو رو نبینم

11_ یه حسن و یه عیب این سایت رو بگو(انشاالله که فیلتر نمیشی)----فعالیت خوب دانشجوها و عیبش هم عدم مشارکت دیگر دوستان
12_ واسه آیندت چه برنامه ای داری؟-----شاغل شدن و مستقل شدن
13_ از زندگیت راضی هستی؟--------از زندگی آره از خودم نه
14_ به چند درصد از اون چیزایی که از زندگیت میخواستی رسیدی؟---------به ۹۹درصد رسیدم
15_ بعنوان یه بزرگتر ما رو یه نصیحت کن.------------هیچ موقعه در هر جایگاه ی که قرار می گیرید غرور و تکبر نگیرتتون و حس بزرگتری بهتون دست نده
16_ یه جوک بگو دور همیم بخندیم-----------
افسر داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از یارو ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ یارو ميگه: برف پاك كن جناب سروان! افسر تعجب میکنه، ميپرسه: يعني چي؟ یارو ميگه: جناب سروان، يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف

17_ اگه اشتباه نکنم تو قبر همه ی ائمه رو زیارت کردی( به جز حضرت فاطمه) درسته؟----درسته
18_ کجا بیشتر بهت خوش گذشت؟------هیچ کجا بد نگذشت - امام رضا
19_ به نظرت امام رضا (ع) غریب تره یا ائمه بقیع؟---------به نظرم ائمه بقیع و رسول خدا

20_ بارگاه کدوم امام رو دوست داری دوباره زیارت کنی؟-------امام رضا ع هیچ کجا هم بین الحرمین نمیشه
تا بعد... ..........تا بعد


یکشنبه 7 فروردین1390 ساعت: 10:10        توسط فرزاد

سلام--------------سلام
 خوشکل امیدوارم روصندلی داغ دانشجویی نسوزی--------------امیدوارم
1-چرا وبلاگت را حذف کردی؟---------دلایل روحی و شخصی باعث شد
2-امیدی است امسال شیرینی لیسانست را بخوریم؟--------اره تابستون بعد از اردوی کارورزی
3-یکی از عیب های دانشجویان امروزی را بگو؟-------بی هدف بودن
4-از رشته و دانشگاهی که هستی راضی هستی؟-----------از رشتم اره از دانشگام نه
5-دوست داشتی دوباره کنکور بدی؟------------من فقط یه بار کنکور شرکت کردم و بس
6-من را چقدر دوست داری؟----------تو رو ۱۰ تا دوست دارم.
7-اگر سیخ کبابت را ندم چکار می کنی؟---------چیکار می تونم بکنم! میرم می خرم
8-از این که تو این وبلاگ نویسنده شدی چه حسی داشتی و داری؟------حس خاصی نداشتم و ندارم.
امیدوارم تو زندگیت موفق باشی-----------ممنون


 

یکشنبه 7 فروردین1390 ساعت: 11:43 توسط:fy

سلام امیدوارم خسته نشده باشید
یه موضوعی خیلی برام جالب بود اومدم دلیلش رو از شما بپرسم از پسرایی که نشستن رو صندلی داغ همشون ماشالله عاشق بودن به نظر شما اینا عشق واقعی هست؟


سلام خسته که چه عرض کنم
باید دید تعریف از عشق چیه؟
عشق واقعی یکی ست.
این تعریفی که ما امروز از عشق داریم اغراق در حد و اندازه است.
مثلا:من می گم من عاشق ماشین سمندم این اغراق در دوست داشتن می خوام اندازه دوست داشتنم رو بیان کنم.در حالی که همه می دونن عشق واقعی نیست و معنای اون رو به خوبی می فهمن.مثلا می گم من عاشق مادرم هستم همه معنی اون رو می فهمن.
حال اگه غیر از این باشه خود نوعی از شرکه .

نوشته های بالا تنها مربوط به نظر خودم می باشد و هیچ گونه ارزشی ندارد.دوستان نظری غیر از این دارن لطفا بفرمایند.


یکشنبه 7 فروردین1390 ساعت: 13:4 توسط:تنها

سلام خانم یاوری چون شما هنوز عاشق نشدید نمی فهمین این پسرا چی میگن معنی عشق رو هم نمی فهمید شایدم شدید و ما نمیدونیم کدومش؟


فقط یک نقشه بردار:سلام الان من این وسط هیچ کاره ام هیچ ربطی هم به بنده نداره


یکشنبه 7 فروردین1390 ساعت: 13:11   توسط:محمدصادق(secret)

سلام علیرضا جان--------------سلام گلم
امیدوارم خسته نباشی----------ممنون
تقریبا ویژگی هایی که برا من گفتی درست بود بجز 2 مورد:------------طبیعی بود
1-من زیاد هم از تنهایی خوشم نمیاد بجز وقتیکه میخوام نماز بخونم---------چه خوب
2- من اصلا بی نظم نیستم-------اصلا فکرشو نمی کردم


دوشنبه 8 فروردین1390 ساعت: 15:18 توسط:رامین

سلام علیرضا خان. دیر اومدم ولی بالاخره اومدم................سلام منتظرت بودم
1- گفتی با پست جدیدت حال میکنی. میشه بپرسم چجوری؟.........به زودی متوجه میشی!
2- حال میکنی کارفرمات یه خانم باشن؟ ( شوخیه ها! )..............تجربه خوبیه
3- گفتی عاشق شدی. به نظرت آدم چندبار میتونه عاشق بشه؟ ..............یک بار
4- میگن اول ببین دیوارت برای چی و کجا کشیده شده بعد بهش تکیه بده. نظرت چیه؟..........من به دیواری تکیه نمی دم که بخوام در موردش فکر کنم
5- تولدتم بوده بهت تبریک نگفتم. مبارکت باشه. ...............مرسی ممنون
6- به دوست من گفتی کجایی کم پیدا!؟ فکر میکنی اون منم؟...........نه
7- منم تا حالا ندیدی. نظرتو راجب منم بگو!............عکستو دیدم.خوش برخورد.شوخ طبع .یکم هم تنبل
8- چجوری زندگی میکنی که از خودت راضی نیستی ولی از زندگیت چرا؟؟......نوشتنش سخته- زندگی که بخوای نخوای خوبه مهم خود ادمه که چیکار می کنه که من اون چیزی که از خودم انتظار داشتم رو انجام ندادم.
9- به رابطه خودت با اطرافیانت چه نمره ای میدی؟ با خدا چطور؟.......با اطرافیانم 15 وبا خدا هم 18
10- دیگه سوالم نمیاد. بگو چه خبر؟.........خبر خاصی نیست می گذرد عمر
11- خوب دیگه چه خبر؟............یاد یه جک افتادم
ممنون عزیزم. امیدوارم خسته نشده باشی. تا بعد...........خستگیم هم در رفت


دوشنبه 8 فروردین1390 ساعت: 17:24

توسط:سوااااال

 

سلام علیرضاخان...چطوری؟میگما واسه چی کسی سوال نمیپرسه ازت؟؟؟؟؟ ماها که نمیشناسیمت که بخوایم ازت بپرسیم اونایی هم که میشناختنت که چیزی نمی پرسن..آخه اینم شد صندلی داغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام آقا -از لطف دوستان فعلا خوبم.فکر کنم می ترسن شاید هم کمرو هستن.خوب معمولا صندلی داغ رو میزارن تا اشنا بشن اگه می شناختی که دیگه نیاز به صندلی نبود..فکر کنم یکم مدیر دارن کم کاری می کنن.
دوشنبه 8 فروردین1390 ساعت: 18:38 توسط:سوااااال

درسته که صندلی داغو میذارن واسه آشنایی اما تاحالا هر کی نشسته ما حداقل دیدیمش ولی هنوز قسمت ما نشده شمارو زیارت کنیم..سرت میگیره بیا دانشگاه ببینیمت...حالا سوال..چرا مدیر داره کم کاری میکنه؟
خوب دیگه به هر حال قدرت پر مدعا ترین افراد رو هم گرفتار خودش می کنه به نظرم طبیعیه !
راسی تو حمیدو از کجا میشناسی؟.........من حمید رو از وقتی با داداش دوست شدم می شناسمش تقریبا 6 ساله 4 سال هم هست که با هم دوستیم
بزرگترین سوتی که تاحالا دادی؟..........من سوتی زیاد دادم بزرگترینش موقعه کنفرانس تو دانشگاه بود لهجه یزدی و تهرونی رو قاطی کردم وای چی شد!!!!
تا حالا جلو معشوقت ضایع شدی؟چه جوری؟اون چیکار کرد وقتی دیدت؟
تا حالا ضایع نشدم.
از بچه های دانشگاه ما کیا رو میشناسی و دیدیشون؟(توجه:از بچه های دانشگاه گفتم لازم نیس حتما صنایع باشه!!)حمید -گلستانپور-حبوباتی-
فک کنم بس باشه..فعلا ..........باز خوبه تو هستی وگرنه من باید مگس می پروندم.


دوشنبه 8 فروردین1390 ساعت: 22:46 توسط:fy
سلام چرا گفتین من کم کاری می کنم با دلیل منطقی ؟؟چرا به آقای همکلاسی گفتین به زودی متوجه میشی؟
من چی کم گذاشتم تو زمان مدیریت خودتون قضاوت کنید .به بچه ها اجازه نظر دادن و انتقاد کردن دادم . فضای وب رو عوض کردم ازجمله دعای فرج که گذاشتم یه نظر سنجی قرار دادم اختیارات تام به شما دادم دستتون درد نکنه


سلام-نمی خواستم بگم و ولی خوب چون خودتون اسرار دارید باشه چشم!
من همه ی دلایلم رو عرض می کنم دوستان قضاوت کنند!
1-قبلا صندلی داغ ها با رای گیری انجام میشد ولی برای شماره ی هفت بدون رای گیری و با فشار به بنده منو مجبور به نشستن بر روی صندلی داغ کردید؟
2-تمام سلایق شخصی خودتون رو به وب تحمیل کردید؟مثل گذاشتن بنر عشق است پیروزی در حالی که چون تیم مورد علاقتون هست دلیلی بر انجام این کار نبود شما باید دقت می کردید که این یه وب گروهی است نه فردی؟
3-یه نظر سنجی گذاشتید همه ی گزینه ها خوبن این چه نوع نظر سنجی هست در نوع خودش جالبه؟
4-موسیقی وب وحشتناک هست اصلا مناسب وب نیست؟
5-رفتار و برخورد نامناسب مدیر قبلی وب در حالی که زحمات زیادی برای این وب کشیده بودند ؟
6-دادن تمام پست و مقام ها به نزدیکان و دوستانتون ؟
7-حدف نظرهای مخالف با شما؟
8-و مطالبتون هم که دیگر هیچ این قدر دامنه ای اعتراضات بالا گرفت که مجبور به حذف اون شدید؟
آیا دلیل بیشتری نیاز دارید برای این چند روز ؟

البته باید بگم دعای فرج و بنر امام زمان گوشه ی بالای وب از محدود کار های موثر شما بوده


 


دوشنبه 8 فروردین1390 ساعت: 23:14 توسط:fy
باورم نمیشه معاونم این حرفا رو بزنه ؟؟؟من تمام اختیارات رو به شما دادم چطور میتونید نمک بخورید و نمک دون بشکنید ؟آقای حسینی شما رو خوب شناخته بود ؟ ................................................................................................................
كدوم نظرات رو حذف كردم فقط نظراتي كه به كسي بي حرمتي شده بود پاك كردم ؟
قالب وب رو ببينيد .اين حبابها و....... گفته بودم كسي حق اعتراض به مدير رو نداره فقط به خاطر اين كمك هايي كه چند روزه بهم كردين اسمتون رو از ليست نويسندگان حذف نمي كنم وگرنه....از الان از پستتون بر كنار شديد
فقط یک نقشه بردار:کدوم اختیار ؟شما این اختیارات رو برای این که دهن من رو ببندید به من دادید -من نمی دونستم شما هم مثل اون حمید اومدید تا ریاست کنید اخه من نمی دونم این صندلی قدرت چه نیروی داره که هر فردی رو تسلیم خودش می کنه من از شما می خوام برای جلوگیری از گسترش اعتراضات از سمت خود کناره گیری کنید