من تو را باز دیدم و به یاد آوردم...

که نباید به دلی وعده ی بی مورد داد...!

که ستاره بر همه می سوزد٬چشمکی میزند و می گذرد...

که قناری ز غریضست که چنین می خواند

و ز اجبارست که گل می روید٬چشمه می جوشد

ماه می تابد و خورشید چنین می سوزد

و به عشق کاری نیست...

عشق جز حرف و حدیثی نیست...!

و اگر عشق نباشد نیز٬گل می روید

آب می جوشد٬ماه می تابد و خورشید می سوزد

و فقط این دل سادست که به نام عشق

زندگی می بازد...!