پیشکش

رها میشوم
از حصار زندانی در مغز
زباله های وجودم را
تنگ میگیرم در دست
که مبادا خورشید
صورت شاد مرا
هدیه ی روز بزرگ آغاز
پیشکش مه
به تماشای مهتاب آرد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:30 توسط محمدصادق
|
سلام.